الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

847

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

احتجاج امام عليه السلام با معاويه 13 - ابن عساكر نقل كرده است ، مىگويد : همين كه موقعش فرا رسيد ، معاويه وارد كوفه شد و مردم پيرامون او جمع شدند و به دنبال وى حسن‌بن على عليهما السلام نيز به كوفه آمد ! ياران معاويه از قبيل عمروبن عاص و وليدبن عقبه و نظاير ايشان از همراهان وى به معاويه گفتند : حسن‌بن على ، به خاطر خويشاونديش با رسول خدا صلى الله عليه و آله در دل مردم جايگاه بالايى دارد ، ولى او به دليل عمر اندكش ناتوان است ، بنابراين به او دستور بده تا خطبه بخواند كه در ايراد خطبه‌اش عاجز خواهد بود و از چشم مردم خواهد افتاد ، معاويه از پيشنهاد ايشان خوددارى كرد ، ولى آن‌ها همچنان اصرار كردند تا اينكه به امام حسن عليه السلام گفت : خطبه بخوان ! حسن‌بن على عليهما السلام از جا برخاست و پايين‌تر از معاويه بر منبر نشست ، پس از حمد و ثناى الهى فرمود : « به خدا سوگند اگر بين « جابلقا و جابلسا » مردى را بجوييد كه جدّش پيامبر صلى الله عليه و آله باشد ؛ جز من و برادرم كسى را پيدا نخواهيد كرد ، و ما با معاويه بدان جهت مصالحه كرديم كه حفظ خون مسلمانان بهتر از ريختن خون آنهاست ، به خدا سوگند كه من نمىدانم شايد آن آزمايشى براى شما و بهره‌اى كوتاه مدت باشد » . راوى مىگويد : حسن‌بن على عليهما السلام با دست خود به معاويه اشاره كرد ، از اين رو معاويه خشمگين شد ، و خطبه‌اى نامفهوم و زشتى را پس ازوى ايراد كرد و از منبر به زير آمد ، و گفت : منظور تو از اينكه